خرید بک لینک

«پویش فرزانگان سازمانی» به یاد مرحوم دکتر سیدمهدی مهدوی، از 1ان بازنشسته، به راه افتاده است اما گویا این پویش بخشی از طرحی جامع تحت عنوان پروژه تاریخ شفاهی سازمان تأمین اجتماعی است. چه ضرورتهایی شما را به سمت اجرای این پروژه پیش برد و اهداف این طرح درنهایت چیست؟

سازمان تأمین اجتماعی در ساحت کنونی خود حدود ۷۰ سال قدمت دارد اما ما در عمل با حدود یک سده تاریخ در حوزه بیمهگری اجتماعی ایران مواجهیم.

پیشینه ساختار فعلی سازمان به سال ۱۳۵۴ بازمیگردد و پیش از آن از اوایل دهه 30، سازمان بیمههای اجتماعی کارگران فعالیت میکرده است. در ابتدای قرن حاضر، یعنی دوره پهلوی اول هم فعالیتهای بیمهگری اجتماعی در قالب طرح بیمه کارگران طرق و شوارع پیگیری میشده و مربوط به کارگرانی بوده که در ساخت جادهها و خطوط راهآهن فعالیت داشتند.

البته سابقه بیمهگری اجتماعی در ایران مختص به قرن حاضر نیست. در دوره هخامنشیان روشها و مدلهای توزیع ریسک وجود داشته است؛ کورتشها یا بنهها (تعاونیهای زراعی) در امپراتوری هخامنشی بوده و در آثار بهجامانده در تختجمشید نیز اسنادی مشاهده میکنیم که کارگران حقوق دریافت میکردند و حتی مرخصی درمانی یا دوره بارداری داشتهاند.

اهرام مصر را بردگان ساختند اما تختجمشید را کارگران، بنایان و استادان معماری ۲۷ کشوری ذیل امپراتوری ایران ساختند که برای خدمات خود حقوق دریافت میکردند و مکانیسمی شبیه بیمه بیکاری داشتند. با وجود این سوابق در تاریخ تمدنی ایران، تأمین اجتماعی در ساحت نوینش، پدیدهای وارداتی است که حدود صد سال در ایران قدمت دارد. سازمان تأمین اجتماعی هم یکی از محوریترین سازمانهای بیمهگر اجتماعی در ایران است و درحالحاضر حدود ۷۳ درصد بیمهشدگان کل کشور، مشمول خدمات این سازمان هستند که حدود نیمی از جمعیت کشور را شامل میشود.

باوجوداین این جایگاه مهم، متأسفانه در حوزه مدیریت دانش ضمنی و مستندسازی تاریخ شفاهی تأمین اجتماعی فعالیتهای منسجم و یکپارچهای صورت نگرفته است و بعضا اقدامات پراکندهای مانند تجربه یک پژوهش در مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی (در دوره آقای دکتر ستاریفر) انجام شد که با اقدام تأسفبرانگیز انحلال و حذف مؤسسه در سال ۸۸ این پژوهش و دیگر آثار ارزشمند این مرکز از بین رفت.

در دوره مدیرعامل قبلی سازمان نیز اقدامی صورت گرفت ولی کتاب منتشرشده با دستور مدیرعامل وقت بهدلیل برخی انتقادهای مطرحشده ازسوی مصاحبهشوندگان، خمیر شد.

در آستانه ورود به قرن جدید اگر بتوانیم تجربیات کشور در حوزههای مختلف مرتبط با سازمان تأمین اجتماعی از دیدگاه مدیران و کارشناسان را مستند کنیم، تجربهای کارساز برای نسلهای فعلی و آینده ایجاد کردهایم. بسیاری از اتفاقات یا اقدامات فعلی عملا آزمودن آزمودههای پیشین است؛ طبیعتا اگر مدیران و کارشناسان تجربیات گذشته را بشناسند، اشتباهات را تکرار نمیکنند. علاوه بر این، نسل جدید متوجه میشود سازمان از چه مراحلی عبور کرده تا به این نقطه رسیده است.

اینها بخشی از مزایای مدیریت دانش ضمنی و مستندسازی تاریخ شفاهی است که با موافقت دکتر سالاری، مدیرعامل محترم سازمان تأمین اجتماعی و همچنین همیاری جناب آقای دهدشتی، معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان و خانم دکتر رضایی، مدیرعامل شرکت انتشارات علمی و فرهنگی بنا داریم این طرح را بهصورت منسجم در سازمان عملیاتی کنیم.

مهمترین اثر اجرای این پروژه را انتقال تجربه میدانید؟

ما امیدواریم با اجرای موفق این پروژه، گسست بیننسلی که در برخی مقاطع تاریخی سازمان رخ داده را تا حدودی ترمیم کنیم. برای این هدف جمعآوری مجموعه کتابها، گزارشها، اسناد و مدارک مرتبط با سازمان که بعضا در اختیار همکاران شاغل یا بازنشسته است را بهعنوان نخستین گام انتخاب کردیم و پویشی تحت عنوان پویش فرزانگان سازمانی توسط من مطرح شد که همکاران در صورت دراختیارداشتن اسناد، مدارک یا کتب مرتبط با سازمان جهت مستندسازی تاریخ سازمان به این پویش بپیوندند. قرار است این اسناد در موزه یا کتابخانهای نگهداری شود و برای فعالیتهای پژوهشی فعلی و آتی سازمان مورد استفاده قرار بگیرد.

بهانه پویش بزرگداشت مرحوم مهدوی است، چرا؟

مرحوم مهدوی حدود دو سال پیش دار فانی را وداع گفتند. ایشان و آقای دکتر حیدرقلی عمرانی که پیش از انقلاب دو دوره مدیرعامل سازمان بودند (و هماکنون در آمریکا هستند) جزء پایهگذاران سازمان تأمین اجتماعی در ساحت مدرنش بودند. دکتر مهدوی از سال 1331 کارمند سازمان بود و در پایهگذاری و تأسیس این سازمان نقش داشت. مرحوم مهدوی انسانی 1، دقیق، دارای وسواس کارشناسی و بسیار اهل مطالعه بود. در چند سال پایانی عمرشان بارها با ایشان ملاقات داشتم و میدیدم که ایشان با علاقهمندی ویژهای تعداد زیادی از کتابها، مدارک و گزارشهای مربوط به تأمین اجتماعی را در کتابخانه شخصیشان حفظ کردهاند که چند عنوان را هم به من هدیه دادند. قرار است در این پویش این کتابها را به نام خود ایشان به خزانه مدارک و اسناد اهدا کنم.

جمعآوری این مدارک را هم ناشی از دغدغهمندی ایشان میدانم. دکتر مهدوی سالها از نزدیکترین افراد به ریاست وقت سازمان بودند و همچنین بهعنوان فردی تحصیلکرده که سالها بهعنوان وابسته پژوهشی ایران در سازمان بینالمللی کار کرده و به اتحادیه بینالمللی تأمین اجتماعی دسترسی و تجربه ویژهای در حوزه تأمین اجتماعی داشتند، با دقت خاصی به جمعآوری این اسناد اقدام کردند.

مرحوم مهدوی قبل از انقلاب تا پیش از بازنشستگی مدیرکل تشکیلات و برنامهریزی سازمان بوده و در طراحی بسیاری از قوانین و زیرساختهای سازمان نقش داشتهاند. برای مثال ایشان دبیر کمیتهای بوده که تدوین قانون تأمین اجتماعی مصوب سال ۵۴ را که درحالحاضر نیز جاری است، بر عهده داشته است.

این موقعیتهای ویژه موجب شده اسناد و مدارک ویژهای در اختیار ایشان باشد که با پیگیریهای ما مشخص شد بسیاری از این اسناد حتی در کتابخانهها و بایگانیهای سازمان وجود ندارد.

دکتر مهدوی سال ۵۴ به دلیل اختلافنظر کارشناسی و دفاع از مصالح سازمان از سمت خود استعفا میکند و بازنشسته میشود. با وجود اینکه پس از انقلاب ایشان دعوت به کار میشود اما سمت مدیرعاملی سازمان را نمیپذیرند ولی تا پایان عمر دغدغهمندی نسبت به مسائل سازمان را حفظ کرده بودند.

چند ماه پیش که من طرح مستندسازی تاریخ شفاهی تأمین اجتماعی را با سرکار خانم دکتر رضایی، مدیرعامل انتشارت علمی و فرهنگی مطرح کردم و همکاری مشترک آغاز شد، من به خانواده این مرحوم پیغام دادم که در صورت تمایل کتابها و اسناد و مدارک را به این مرکز اسناد تاریخی تأمین اجتماعی هدیه کنند که خوشبختانه این خانواده اهل دانش و فرهنگ با این پیشنهاد موافقت کردند. قرار است بهزودی این اسناد و مدارک در مراسمی به سازمان اهدا شود و در این پروژه مورد استفاده قرار گیرد.

البته اسناد شخصی دکتر مهدوی تنها منبع ما نخواهد بود؛ چراکه شخصا شاهد بودهام همکاران زیادی در ادوار مختلف با دغدغههای مشابه به جمعآوری کتب، اسناد، مدارک و گزارشهای مرتبط با حوزه تأمین اجتماعی دست زدهاند. فکر میکنم اهدای آرشیو مرحوم مهدوی آغازی باشد بر فرایند مستندسازی تاریخ شفاهی تأمین اجتماعی. طبعا در مرحله بعد طی فراخوانی از همکاران علاقهمند دعوت میکنیم که موارد مرتبط را به این مجموعه ارزشمند اهدا کنند.

اینگونه از سخنان شما استنباط کردم که ایده ایجاد مرکز اسناد و مستندسازی تاریخ سازمان از تلاشهای دکتر مهدوی برگرفته شده که نقش مهمی در تدوین قوانین تأمین اجتماعی داشته است. احتمالا در صورت اجرای پروژه مستندسازی و ایجاد مرکز اسناد میتواند زمینهای ارزشمند برای تدوین قوانین پیشرو و متناسب با زمان فعلی و مبتنی بر تاریخ و تجربههای سازمان باشد که بخش مهمی از دغدغههای فعلی را برطرف کند.

یکی از اهداف این پروژه مدیریت دانش ضمنی و ایجاد یک سازمان یادگیرنده است که بتواند بر اساس تجارب گذشتگان درس بگیرد و فعالیتهای خود را تنظیم کند. در واقع امیدواریم بتوانیم با درسآموزی از تجربیات و نظرات مدیران و کارشناسان قدیمی سازمان این سازمان یادگیرنده را شکل دهیم و تجربه زیسته مدیران گذشته را به نسل فعلی و آینده منتقل کنیم. اگر بتوانیم سیر تطور و پیشینه سازمان را کالبدشکافی و آسیبشناسی کنیم، طبیعتا میتواند درسی برای اصلاح فرایندها و قوانین موجود نیز باشد.

نکته دیگر این است که تعریف مأموریتها و فلسفه وجودی سازمان نیازمند این است که منشأ و خاستگاه و رویکرد افرادی که این سازمان را شکل داده یا تغییرات بنیادینی در آن صورت دادهاند، رصد کنیم.

باید تأکید کنم یکسری خلأها در تاریخ سازمان وجود دارد. برای مثال منشأ شکلگیری سازمان یکی از این موارد است. عدهای معتقدند سازمان تأمین اجتماعی حاصل تفکرات چپ افراد حولوحوش دکتر مصدق بوده و چون ایشان میخواسته از حمایت کارگران برخوردار باشد، قانون سال ۱۳۳۱ بیمههای اجتماعی کارگران را نوشته است.

برخی دیگر معتقدند خاستگاه سازمان، رژیم پهلوی بوده تا مانع یارگیری و قدرتگرفتن نیروهای چپ و کمونیستی در سطح جامعه کارگری کشور شود. البته بهطور خلاصه بسیاری از متفکران جهانی معتقدند تأمین اجتماعی نتیجه به سر عقل آمدن نظام سرمایهداری است. در ایران هم تحلیلها درباره این موضوع متفاوت بوده و هست. برای مثال در ابتدای انقلاب یکی از چالشهای بزرگ این بود که عدهای راستگرایان انقلابی بازاری در ایران بهطور جدی میگفتند بیمه نوعی قمار و حرام است؛ بنابراین میخواستند اصولا تمام بیمهها ازجمله سازمان تأمین اجتماعی جمع شود!

جالب است که یکی از کتابهایی که مرحوم مهدوی به من هدیه داد، گزارشی از یک سمینار است که در آن آقایان بنیصدر، باهنر، بهشتی، جاسبی و صرافزاده درباره بیمه در اقتصاد اسلامی بحث میکنند. منظور این است که در یک سال نخست انقلاب تمام تلاش مدیران و کارکنان تغییر این برداشت و حفظ کلیت سازمان بوده است. این فرازونشیبهای تاریخی سازمان طبیعتا میتواند درسی برای آینده باشد و البته یکی از کارکردهای آن اصلاح فرایندها و قانون و مقررات است.

برداشت من این است که هدف اصلی و تمایل شما نخست حفظ تاریخ مجموعه تأمین اجتماعی است. گفتید این کار یک شروع است؛ ما در چه وضعیتی قرار داریم که به این شروع تاریخی نیاز است و در نهایت این مسیر چه تأثیری بر زیست تأمین اجتماعی ایران میگذارد؟

سال آینده وارد قرن جدید خواهیم شد که بسیاری از مناسباتش با گذشته تفاوتهای اساسی دارد. همهگیری بیماری کرونا نمونهای از این تغییر شرایط است که باعث شده جامعه جهانی با سرعت به سمت اقتصاد دیجیتال حرکت کند. در این شرایط قطعا سازمان تأمین اجتماعی نیازمند دگردیسی برای ورود به شرایط جدید است. اگر از رفتارها و تعاملات گذشته سازمان در مواجهه با تغییرات و تحولات جامعه مطلع نباشیم، طبیعتا ورود ما از پیش اندیشیدهشده نیست. ما نیازمند آیندهپژوهی هستیم تا دریابیم سازمان تأمین اجتماعی به کدام سو خواهد رفت. زمانی قوانین و مقررات خاصی داشتیم؛ مثلا در سال ۵۴ قانون تأمین اجتماعی تصویب میشود. در زمان نگارش این قانون امید به زندگی در ایران ۵۸ سال بوده و سن بازنشستگی به نسبت سالهای فعالیت ۵۰ تا ۶۰ سال در نظر گرفته شده بود. این پارامتر در آن زمان معنی داشته؛ اما درحالحاضر امید به زندگی برای خانمها ۷۵ سال و برای آقایان 73 سال است؛ ولی هنوز حداقل سابقه و سن لازم برای بازنشستگی براساس همان قوانین قدیمی است و حتی کمتر هم شده است. براساساین تغییر دموگرافیک در حوزه جمعیت باید مابازایی در قوانین نیز داشت که این اتفاق رخ نداده است. با همین الگو تغییراتی که اقتصاد دیجیتال در روندها ایجاد کرده نیز نیازمند تحولاتی درونسازمانی است. یکی از نتایج اقتصاد دیجیتال و توسعه شبکههای اجتماعی بحث فریلنسرها یا آزادکاران است که بر بستر اینترنت دورکاری میکنند. ما در گذشته محیطهای خانگی و مسکونی را کارگاه فرض نمیکردیم؛ برای همین بازرسان ما حق ورود به خانههای مسکونی را نداشتند، الان علاوه بر بحث دورکاری، شهرداری به عدهای از مشاغل مانند پزشکان، وکلا، حسابداران و داروخانهداران اجازه میدهد در محل مسکونی، کار تجاری انجام دهند؛ اما ما همچنان مجبوریم براساس قوانین سال ۵۴ با این شرایط کاملا جدید برخورد کنیم. اگر نتوانیم پاسخ مناسبی برای این حوزه داشته باشیم، بسیاری از این افراد در سن جوانی و میانسالی بدون بیمه فعالیت میکنند؛ اما پس از گذشت زمان و احساس نیاز به دریافت بیمه یا مستمری به تأمین اجتماعی مراجعه خواهند کرد یا دولت و مجلس قوانین حمایتی برای این افراد مینویسند. اینها تجاربی است که در صورت مستندسازی میتواند منشأ تغییرات و اتفاقات مهمی در آینده باشد.

نکته دیگر اینکه یکی از خلأها و معضلات ما در سازمان تأمین اجتماعی این است که رشتههای تحصیلی مرتبط با تأمین اجتماعی و مشخصا رشته مدیریت تأمین اجتماعی در هیچ مقطعی وجود ندارد، عملا تولید محتوای آکادمیک شامل پژوهشها و پایاننامهها در این زمینهها شکل نمیگیرد، بالطبع مستندسازی دانش و علم هم در حوزه تأمین اجتماعی انجام نمیشود و ما دچار فقر نظری و یأس عملی در این زمینه هستیم. اقدام مشترک انتشارات علمی و فرهنگی و سازمان تأمین اجتماعی در زمینه مستندسازی تاریخ شفاهی سازمان در پوشش این خلأ کمک شایانی میکند؛ ضمن اینکه درحالحاضر ظرفیتهای خوبی برای این اقدام ایجاد شده است. مثلا تلاشهایی که مرحوم دکتر شبیرینژاد در مؤسسه عالی پژوهش در دوره دکتر ستاریفر انجام دادند یا تلاش دکتر طیرانی و همکارانشان چراغ راه ما در این مسیر است.

دکتر طیرانی تمام مستندات و مصوبات سازمان را مدون کردهاند و کارشان را در اختیار مؤسسه قرار دادند که متأسفانه با انحلال آن مجموعه عملا این اسناد از دسترس خارج شد؛ هرچند من یک کپی لوح فشرده (CD) از این پروژه را در اختیار داشتم؛ اما به دلیل گذشت زمان و قدیمیشدن نرمافزار، امکان بازیابی اطلاعات از سیدیهای در دسترس ما وجود ندارد. امکاناتی که در شبکههای اجتماعی، کتاب دیجیتال و تکنیکهای نوین فراهم شده، این امکان را به سازمان میدهد که پس از اجرای این طرح مستندسازی که در قالب فیلم و کتاب مدون میشود، این موارد در یک فضای خیلی وسیع شبکهای مبتنی بر تولید و نشر و بازنشر محتوای رسانهای (آمیخته رسانهای) توزیع میشود و میتواند مورد استفاده متخصصان و همچنین عموم علاقهمندان بهویژه همکاران نسل فعلی و آتی سازمان قرار گیرد.

برچسب: نویسنده: کارن احمدپور تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 15:58

صفحه بندی